هنر وهنرمندان کرمانشاه

انتشار تجارب هنری شخصی ومعرفی هنروهنرمندان کرمانشاه

هنرمندان برجسته معاصرکرمانشاهی›‏

 

‹ هنرمندان برجسته معاصرکرمانشاهی›‏

‏1- آجیلچی فرزند مرحوم حاج محمد متولد 1304 از نقاشان پیشکسوت در سیاه قلم می باشد.
2- پروانه احمدی از چهره های مستعد در رشته نگارگری و تذهیب
3- قربان امیری از نقاشان کرمانشاه در رشته رنگ روغن
4- سیامک بهرامی از چهره های شاخص در رشته حجمی
5- زهرا پورخوش از طراحان و نقاشان برجسته و خدمتگزار هنر کرمانشاه
6- محترم پرندین از نقاشان با تجربه کرمانشاه
7- پری پرندین از طراحان و نقاشان مطرح کرمانشاه
8- وحید پیرهوشیاران از مذهبان کرمانشاه
9- بهداد پنچه زاده از هنرمندان برجسته کرمانشاه
10- فرزاد بهره مند از هنرمندان برجسته کرمانشاه در طراحی و نقاشی
‏11- استاد حسین تابعی فرزند محمد متولد 1313 کرمانشاه از اساتید بزرگ نقاشی رنگ و روغن درکرمانشاه
12- آزاده جواری از جوانان مستعد در نقاشی رنگ و روغن و تذهیب وگل و بوته
13- حسین چاکرخ از نقاشان پیشکسوت در سیاه قلم و نقاشی رنگ روغن ، نامبرده بازنشسته دادگستری می باشد.
14- ناصر خاورزاده از طراحان و نقاشان حجمی برجسته کرمانشاه
15- رامین دارابی از خوشنویسان و نگارگران و مذهبان با ذوق کرمانشاه
16- استاد عطاءاله ذینوری از نقاشان برجسته ایران در نقاشی آبرنگ و خوشنویسی
17- رکن الدین سپهری فرزند مرحوم شعیب خان متولد 1310 از نقاشان برجسته کرمانشاه که درخارج ازکشور زندگی می کند.
18- مرحوم مرتضی شریفی از هنرمندان برجسته نقاش، که خدمات بسیاری در کرمانشاه انجام داد.‏
‏19- کبری صالحی فر از نقاشان و خوشنویسان و مذهبان کرمانشاه
20- حسین عزت پناه از خوشنویسان و نقاشان پیشکسوت در رنگ و روغن و مداد رنگی، وی از شاگردان قدیمی استاد تابعی می باشد.‏
‏21- مرضیه فرهادی از تذهیب کاران و خوشنویسان کرمانشاه
22- فرهنگ عاطفی از نقاشان مستعد کرمانشاه
23- استاد بهرام کلهر نیا از گرافیست ها و نقاشان معاصر ایران که خدمات شایانی در کرمانشاه انجام داده اند.‏
‏24- گرامی از هنرمندان مستعد و نامی کرمانشاه
25- منوچهر ملکشاهی از پیشکسوتان نقاشی در کرمانشاه که در تهران زندگی می کنند.
26- علی اشرف قنبری از نگارگران و مذهبان پیشکسوت و نامی کرمانشاه و از کارشناسان با سابقة هنریِ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
27- استاد عبدالحسین محسنی از نقاشان برجسته کشور و از افتخارات هنر نقاشی کرمانشاه که در تهران زندگی می کنند.
28- رامین مرآتی از چهر های شاخص تذهیب ایران که درکرج زندگی می کنند.
29- حبیب اله معتمدی از نقاشان معاصر کرمانشاه
30- طهمورث نوری از نقاشان پیشکسوت کرمانشاه
31- توران نوری از نقاشان کرمانشاه
32- محسن ویسی از نقاشان معاصر و شاگردان مستعد استاد تابعی
33- ایرج هندسی از نقاشان پیشکسوت کرمانشاه که سالها مشوق جوانان بوده اند.
34- مرحوم استاد ابوالحسن نجومی متولد1312 فرزند آیت ا... فقید سیدجواد نجومی از نقاشان بزرگ و توانای معاصر بوده اند.‏
‏35- نیکزاد نجومی نوه مرحوم سیف السادات نجومی از نقاشان معروف ایران که درخارج از ایران زندگی می کنند.
36- سیدحسین نجومی فرزند حضرت آیت ا... نجومی از نقاشان برجسته در رشته های نگارگری، تذهیب و رنگ و روغن می باشند.
37- محمدرسول مکاری از نگارگران و تذهیب کاران برجسته و دلسوزکرمانشاه
38- کاترین صباغیان از استعدادهای درخشان تذهیب و نگارگری درکرمانشاه
39- بهرام جمالی از خوشنویسان و نگارگران کرمانشاه
40- مجید بالغ از نگارگران و مذهبان کرمانشاه
41- سیروس آرام از نقاشان پیشکسوت رنگ روغن کرمانشاه
42- غلامرضا حاج از نقاشان کرمانشاه
43- حسن هواسی از نقاشان پیشکسوت کرمانشاه
44- خانم مصلحیان از نقاشان کرمانشاه ‏
‏45- سوزان بهادری از هنرمندان گرافیست و نقاش استان کرمانشاه
46- محمدرضا محمدی پور از گرافیست ها و نقاشان کرمانشاه
47- معصومه جلیلی از نگارگران برجسته استان کرمانشاه
48- فریبا کاکایی از گرافیست های استان کرمانشاه
49- نادر همتی از هنرمندان گرافیک
50- اکبر پرویزی از هنرمندان کرمانشاه
51- مصطفی خزایی از هنرمندان گرافیک استان کرمانشاه
52- بهدومان از هنرمندان کرمانشاه
53- محمدعلی ودود از هنرمندان معرق و منبت و مشبک

واحدهنرهای تجسمی حوزه هنری استان کرمانشاه
منابع ومآخذ :
-جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل کرمانشاه - محمدعلی سلطانی
- آثار و احوال نقاشان کرمانشاه - محمدعلی سلطانی

 

 

+   پیمان ارباب پوری ; ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۳۱

وطرحی دیگراز تمام رنگهای اصلی

peymanازسه رنگ اصلی وطیفهای آنها استفاده شده ...

+   پیمان ارباب پوری ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱

طرحی جدیدکه چندروزپیش زدیم

ابروبادفقط از یک رنگ استفاده شده
البته هنوزپرس نشده "کاغذ هنوزخیس است "

+   پیمان ارباب پوری ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱

روش ساخت کاغذ ابروباد (حرفه ای)

در تکمیل نوشته های قبلی ام جهت ساخت کاغذ ابر و باد در دهه های اخیر ابتکارهای جدیدی صورت گرفته که بیشترین آن مربوط میشود به مایع زمینه ای که برا ی ساخت کاغذ ازآن استفاده میشود

 

    منظور از مایع زمینه همان ماده ای است که رنگ را روی آن چکانده . برای ایجاد نقش رنگها از آن استفاده می شود .

     قبلا که از موادی مثل نشاسته وماست  استفاده می کردند  که چون انعطاف و کشندگی کافی را برای ایجاد نقوش ظریف نداشت طرح های محدودی از آن بدست می آمد

       در چند ساله اخیر توسط هنر مندان شهرستان هرسین   -  استان کرمانشاه  -   ابداع بسیار جالبی صورت گرفته وآن استفاده از عصاره  بذر گیاه شنبلیله برای زمینه کار در ابروباد است

       این مایع چون انعطاف و کشندگی خاصی دارد برای ایجاد نقوش بسیار زیبا وبدیع یک مایع بی نظیر است که برای ایجاد تمامی نقوش ابروباد اعم از سنگفرشی / پر طاووسی / شانه ای /رعدی  /کناره / شمسه و.......کاربرد دارد و با کمک آن درندازه های بسیار بزرگ هم میتوان اقدام به ساخت کا غذ ابرو باد نمود  . 

آماده سازی این مایع تا اندازه ای مشکل است ونیاز به صبر و حوصله زیادی دارد که ذیلا  مختصرا معروض میدار م:

   برای ایجاد این مایع بایستی ابتدا مقداری بذر شنبلیله را - حداقل ۵۰۰گرم-در ظرفی ریخته وسپس به آن دولیتر آب اضافه نمایید و در جایی محفوظ داشته تا چند روز بماند بعد از اینکه بذر ها ورم کرده وقصد جوانه زدن داشتند با دست آنها را فشار داده تا شیره آنها جدا شود این کار را از روز سوم ببعد انجام میدهیم تازمانیکه احساس کردیم بذرها خوب خیس خورده وشیره از آنها جدا میشود و مایع لزج مانندی از انها ترشح شود که برنگ عسل است

        بعد از آن ظرف راروی اجاق گذاشته و با حرارت ملایم اجاق آنرا به هم میزنیم  تا ته نگیرد   البته هرچه حرارت ملایم تر باشدترشح شیره بذر بهتر صورت میگیرد .   سپس  ظرف  را پایین آورده تا سرد شود .

بعداز اینکه مایع سرد شد دوباره آنرا خوب بادست مالش داده تا بذر شنبلیله خوب له شود  سپس آنرا از صافی گذرانده وصاف میکنیم .

البته اینجانب از جوراب زنانه برای صاف کردن  شیره شنبلیله استفاده مینمایم  که میتوان آنرا خوب تحت فشار قرار داده تا شیره بطور کامل از تفاله جدا شود

 بعد از جدا سازی شیره شنبلیله مایعی  شبیه عسل بدست میآید که آنرا در سینی ریخته و با ریختن رنگ روغنی روی آن و ایجاد طرح میتوان کاغذ برآن زده  و بعد از شستن کاغذ وزدودن مایع شنبلیله طرح را روی کاغذ مشاهده کرد .

البته بعد از اینکه کاغذ را روی طناب رخت  یا هر جایی خشک نمودید آنها را بصورت یک درمیان باروزنامه روی هم چیده ودر زیر یک سطح صاف و سنگین  پرس  مینماییم

در صورتی که ابهامی در این زمینه داشتید میتوانید ایمیل کنید  در خدمتتان هستم

+   پیمان ارباب پوری ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٩

میرزا محمدرضا کلهر

میرزا محمد رضا کلهر(کرمانشاهی) نامدار ترین خوشنویس دوره قاجار در 29 امرداد ماه سال 1271 خورشیدی برابر با 25 محرم الحرام 1310 ه. ق دار فانی را وداع گفت.
میرزا محمد رضا کلهر در یکی از روزهای تابستانی سال 1245 ه. ق در کرمانشاه متولد شد. پدرش محمد رحیم بیگ سردسته سواره رو فوج کلهر بود . ایل کلهر که شهرتش را از سوار کاری و شمشیر زنی بدست آورده ، تمام جوانانش را به آموختن سوارکاری و شمشیر زنی وادار می ساخت و محمد رضا نیز از این قاعده مستثنی نبود. برادر بزرگش ، نوروز علی سوار کار و شمشیرزن ماهری بود .
بعد از درگیری که بین ایل کلهر و دیگر قبایل ایجاد شد، محمد بیش از پیش خود را با جنگ و گریز بیگانه می یافت، چون به خلوت ، انزوا ، صلح وآشتی تمایل داشت. او بعد ازاتمام این درگیری، مصمم شد، شمشیر و اسب را با وجود مهارتی که کسب کرده بود، برای همیشه رها کند . تصمیم گرفت خواندن و نوشتن را از پسر عمویش که خط خوشی داشت ، بیاموزد. در همین روزها، به قلم باریک نی و خط خوش پسر عمو، دلبستگی پیدا کرد. گویی از پیچ و تاب خط به آرامش قلبی می رسید.
هنگامی که محمدرضا سنین کودکی را پشت سر گذاشت ، نوروز علی به امر پدر، این فنون را به محمدرضا آموزش داد . او گاهی از بی توجهی محمد رضا گله می کرد. محمدرضا روحیه خود را با این فن سازگار نمی دید، چون آنقدر که از تماشای یک لاله وحشی لذت می برد، از سوارکاری و شمشیرزنی چیزی دستگیرش نمی شد.
آنقدر از روی خط پسرعمویش نوشت تا یقین کرد مثل او نوشته است. شاید هم بهتر" اما افسوس که در میان ایل، استاد خوشنویسی نبود، تا بتواند نزد او خطش را به سرانجام برساند . سرانجام تصمیم گرفت برای نیل به مقصودش به تهران عزیمت کند. این مساله را با پدر بازگو کرد، رضایت پدر او را خشنود ساخت و با اعتماد به نفس بیشتری راهی "دارالسلطنه" - پایتخت شد.
محمدرضا در تهران، شاگرد مکتب میرزا محمد خوانساری شد. میرزا، خط نستعلیق را به استادی و مهارت تمام می نوشت، و دارای شهرت بسیار در این خط بود. محمد هر روز صبح کنار اسباب کتابت استاد خود می نشست و هنگام نوشتن استاد، تمام حواسش را به قلم و حرکت دست او معطوف می کرد. وقتی استاد می نوشت، در خیالش بال هایی ناپیدا او را به سمت لذتی درک ناشدنی پرواز می داد.
محمد، هر روز مشق هایش را به استاد می داد، استاد آنها را تصحیح می کرد. زیر بعضی از کلمات ، کلمه را دوباره می نوشت ، ضعف های کار را توضیح می داد و عقیده داشت :«خطش وحشی است و باید رامش کند، بدون قاعده و قانون نوشته، باید به خط استاد نگاه کرده و جزئیات رادقیق اجرا کند، نه کم و نه زیاد.»
سه سال از شاگردی محمدرضا گذشت ، به قول استاد ، خطش رام شد و شکل و شمایلی پیدا کرد. او بدون ذره ای تردید، هر روز ساعت ها مشق می کرد، هم مشق نظری (سیر در خط استاد) و هم مشق قلمی (بر روی کاغذ قلم می زد و به سطر نویسی و سیاه مشق می پرداخت) روزها با قلم کتابت، مشق خفی و ریز و شب ها با قلم درشت، مشق جلی می کرد.
گذر زمان محمدرضا را از خوشنویس ناشی و تازه کار چند سال پیش که حروف و کلمات را با ذوق و سلیقه شخصی می نوشت(بدون رعایت تناسبات و نسبت های خط )، به شاگردی در پایه استاد تبدیل کرد. آخرین مشقی که به استاد نشان داد، مورد تمجید او قرار گرفت و به او گفت: از این به بعد جستجو کن و از آثار استادان قدیم، نکته هایی تازه بیرون بکش و در نهایت خطی بپرور، که بدون امضا معلوم شود خط توست.
از آن به بعد از هر کس که در خوشنویسی سر رشته ای داشت ، سراغ مرقعات ( مجموعه ای از آثار خط یا نقاشی که به شیوه ای هنرمندانه کنار هم قرار گیرد) استادان گذشته را می گرفت. با این که خرید اغلب مرقعات و قطعات برای او ناممکن بود، اما تا جایی که دخلش اجازه می داد، آنها را خریداری می کرد و بقیه را از دیگران به امانت می گرفت ، تا از روی آنها مشق کند. محمدرضا از آثار استادان درگذشته، بیشتر از همه به خط میرعماد الحسنی علاقه داشت ومناسب ترین خط را، خط میرعماد می دانست. او هنگامی که شنید روی سر در یکی از حمام های قزوین، کتیبه ای به خط میرعماد وجود دارد، به قزوین رفت .
محمدرضا کلهر در سال 1264 (ه. ق) پیغامی از طرف دربار دریافت کرد که برای تعلیم خط به ناصرالدین شاه راهی دربار شود. در مجلسی که برای معرفی او به شاه ترتیب دادند، امیر کبیر صدراعظم و چند نفر دیگر حضور داشتند. امیر به گرمی از "کلهر" استقبال کرد و قرار شد هر هفته در دو جلسه به شاه تعلیم خط بدهد. شاه به خوشنویسی علاقه داشت، اما با تنبلی مشق می کرد. گاهی وقت ها که میرزا برای تعلیم می رفت، شاه به بهانه ای واهی از گرفتن سرمشق امتناع می ورزید.
در همین روزها نوروزعلی هم به تهران احضار شد تا در دربار، به عنوان میرشکار سلطنتی خدمت کند. چند صباحی که گذشت، محمدرضا به اصرار برادر راهی ایل و دیار شد. دختری که مادرش برای او نامزد کرده بود، مورد پسند او نیز واقع شد و ازدواج سرگرفت.

بعد از ازدواج، ناصر الدین شاه به او پیشنهاد کرد، به دارالطباعه (به ریاست محمد حسن خان) برود و حقوق بگیر دائم آنجا شود. اما کار در دربار با روحیه محمدرضا سازگاری نداشت، با اینکه روزگار به سختی می گذرانید، اما خم به ابرو نمی آورد و زیر بار منت نمی رفت.
پس از چندی به منظور تعلیم خط به دو پسر قوام الدوله (از منشیان میرزا آقاخان نوری صدر اعظم ناصر الدین شاه) به منزل او رفت. برایش حجره خصوصی ترتیب دادند. حقوق خوبی هم دریافت کرد. در آنجا به عادت همیشه تا دیر وقت در پرتو نور چراغ های گردسوز، در همان حجره مشق می کرد. یک شب از خستگی قلم در دست، سرصفحه مشق به خواب رفت. بعد از لحظاتی بیدار شد و مشق کردن را ادامه داد.
او متوجه شد که ضرباتی به شیشه پنجره می خورد. با دقت بیشتر توانست شبح صورت قوام الدوله را پشت پنجره ببیند که به او نگاه می کند. قوام به او گفت: کاشکی من هم صاحب چنین خط زیبایی بودم ! محمدرضا گفت: از عدالت خدا دور است که این همه مال و منال و خدم و حشم به تو داده، خط مرا هم به تو بدهد. سگرمه های قوام در هم کشیده شد و بدون اینکه چیزی بگوید رفت. فردای آن روز محمدرضا اسبابش را جمع کرد تا آنجا را ترک کند.
کلهر در سال 1300 به رغم نفرتی که از همراهی با شاه داشت، وقتی از اعتماد السلطنه شنید که سفر مشهد مقدس در پیش است، به شوق زیارت حرم امام رضا (ع) همراهی با کاروان شاه را قبول کرد. طی سفر، اعتمادالسلطنه روزنامه ای به چاپ رساند که میرزا کتابت متن آن را به عهده داشت. به تدبیر اعتمادالسلطنه، تمام وسایل چاپ سنگی همراه کاروان بود و هر چند روز یک بار، متن سفر نامه و گزارش های روزانه، نوشته شده و در شش یا هفت صفحه، به شیوه چاپ سنگی منتشر می شد. روزنامه، قطعی به اندازه یک ورق داشت و شماره اولش، در روز یکشنبه یازدهم شعبان 1300 (ه.ق) در دماوند و شماره دوازدهم آن در روز یکشنبه دوازدهم ذی الحجه در خاتون آباد، پنج فرسنگی تهران، منتشر شد.
به سبب قحطی که سراسر تهران را فرا گرفته بود ، کلهرهم به دلیل گرسنگی های دراز مدت، لاغر و تکیده شد. دائم چرت می زد. صداها را به سختی می شنید. نفس هایش به سختی بالا می آمد ، اما کم کم کند شد ، قلبش از تپش باز ایستاد و چشم هایش به افقی دور خیره ماند و در چنین روزی چشم از جهان فرو بست. در روزگار نامردمی ها، شیخ هادی نجم آبادی با تعدادی از یاران با وفا، بر جنازه میرزا محمد رضا کلهرنماز خواندند و او را در قبرستان محله حسن آباد، به خاک سپردند.
میرزا محمد رضا کلهر در خط نستعلیق بعد از میرعماد قزوینی بهترین خطاط به حساب می آید و او را از میر عماد کمتر نمی باشد. او را مردی درویش منش ،خوشخوی ، سبکروح و بذله گو می دانستند. محظری مطبوع و طلعتی محبوب داشته است .
از میرزا محمد رضا کلهر، دو دسته آثار باقی مانده است:
الف) آثار چاپ سنگی عبارتند از: مخزن الانشاء، قسمتی از دیوان فروغی بسطامی، قسمتی از ریحانه الادب ذکاءالملک فروغی، قسمتی از دیوان قاآنی، منتخب السلطان سعدی و حافظ، مناجات خواجه عبدالله انصاری، رساله غدیریه، فیض الدموع، نصایح الملوک، قسمتی از سفرنامه کربلای ناصر الدین شاه، روزنامه اردوی همایون و قسمتی از روزنامه شرف.
ب ) آثار دست نویس آن استاد عبارتند از: مخزن الانشاء، فیض الدموع، گاهنامه ها و تقویم ها، خواص السور (در حاشیه و متن قرآن مجید)، سیاه مشق ها، فرامین، مناشیر و عریضه های گوناگون.استادکلهر

+   پیمان ارباب پوری ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٥

باز هم از هفت سین بیستون

7سین بیستون

+   پیمان ارباب پوری ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۳

بزرگترین هفت سین جهان در بیستون

بزرگترین 7سین جهاندر بیستون

+   پیمان ارباب پوری ; ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۳

نیایش

خدایا،

به من زیستنی عطا کن،

که در لحظه مرگ،

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است،

حسرت نخورم.

و مردنی عطا کن،

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.

بگذار تا آن را من ،خود انتخاب کنم،

اما آن چنان که تو دوست داری.

چگونه زیستن را تو به من بیاموز،

چگونه مردن را خود خواهم آموخت !

 

                                        دکتر شریعتی

+   پیمان ارباب پوری ; ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٢

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir